تاگور و ایران: بازتاب پیوندهای فرهنگی و تمدنی ایران و هند
نویسنده: پراناو گوگویکار
روابط فرهنگی ایران و هند از کهنترین و پایدارترین مناسبات میان تمدنهای آسیایی به شمار میآید. این روابط که پیشینهای بیش از دو هزار و پانصد سال دارد، همواره بستری برای تبادل اندیشه، زبان، ادبیات، هنر و باورهای دینی میان دو ملت فراهم کرده است. در این میان، رابیندرانات تاگور (۱۸۶۱–۱۹۴۱)، شاعر، فیلسوف، متفکر و نخستین برنده آسیایی جایزه نوبل ادبیات، یکی از برجستهترین شخصیتهایی است که در تقویت این پیوندهای فرهنگی نقشی ماندگار ایفا کرد. اگرچه پژوهشهای فراوانی درباره ارتباط تاگور با اندیشههای غربی انجام شده است، اما علاقه عمیق وی به ایران، فرهنگ ایرانی و ادبیات فارسی، کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.
آشنایی تاگور با فرهنگ ایران از محیط خانوادگی او آغاز شد. پدرش، دبندرانات تاگور، از اندیشمندان برجسته هند و آشنا با زبان فارسی بود و در کنار متون مقدس هندو، اشعار حافظ شیرازی را نیز در برنامههای عبادی و معنوی خود میخواند. همین فضای فرهنگی موجب شد تا رابیندرانات از دوران نوجوانی با اندیشههای حافظ و ادبیات فارسی آشنا شود و از طریق ترجمهها، شناختی عمیق از میراث ادبی ایران به دست آورد. افزون بر این، وی احترام ویژهای برای آیین زرتشت قائل بود و آن را یکی از عالیترین جلوههای اندیشه اخلاقی در تاریخ تمدن بشری میدانست. تاگور در کتاب دین انسان، آرمان زرتشتی را مبتنی بر مسئولیت اخلاقی انسان در استقرار عدالت و راستی معرفی میکند و آن را دارای شباهتهای فراوانی با سنتهای معنوی هند میداند.
شهرت جهانی تاگور پس از دریافت جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۱۳، زمینه آشنایی گستردهتر جامعه فرهنگی ایران با آثار و اندیشههای او را فراهم ساخت. هرچند پیش از آن نیز شماری از روشنفکران ایرانی از طریق ترجمههای اروپایی با آثار وی آشنا شده بودند، اما از دهه ۱۹۲۰ میلادی ترجمه آثار تاگور به فارسی آغاز شد و نویسندگان و اندیشمندان ایرانی به معرفی اندیشههای او پرداختند. در همین دوره، شخصیتهایی همچون سرهنگ محمدتقیخان پسیان و گروهی از ادیبان ایرانی در شناساندن آثار تاگور به جامعه فرهنگی ایران نقش مؤثری ایفا کردند.
اوج روابط فرهنگی تاگور و ایران را باید در سفر تاریخی وی به ایران در سال ۱۹۳۲ جستوجو کرد. این سفر به دعوت رسمی دولت ایران انجام شد؛ دورانی که دولت ایران در چارچوب سیاستهای نوسازی و هویتسازی ملی، تلاش میکرد میراث تاریخی و فرهنگی ایران را بیش از پیش معرفی کند. تاگور نیز که همواره بر همبستگی تمدنهای آسیایی تأکید داشت، این دعوت را فرصتی ارزشمند برای تحکیم روابط فرهنگی میان دو ملت تلقی کرد.
تاگور در جریان این سفر از شهرهای بوشهر، شیراز، اصفهان، تهران، قزوین، همدان و کرمانشاه دیدن کرد. حضور او در آرامگاه حافظ و سعدی، بازدید از تخت جمشید و دیدار با برجستهترین اندیشمندان، ادیبان و شخصیتهای سیاسی ایران، نشاندهنده اهمیت این سفر در تاریخ روابط فرهنگی دو کشور است. در تهران نیز مورد استقبال رسمی دولت ایران قرار گرفت و با رضاشاه پهلوی دیدار کرد. او در سخنرانیهای خود، ایران و هند را دو شاخه از یک تمدن بزرگ آسیایی معرفی کرد که اشتراکات تاریخی، فرهنگی و معنوی فراوانی دارند و میتوانند در احیای هویت فرهنگی شرق نقشی تعیینکننده ایفا کنند.
دو سال بعد، تاگور بار دیگر به ایران سفر کرد تا در آیین هزاره فردوسی شرکت کند. حضور وی در این رویداد فرهنگی، بیانگر جایگاه والای فردوسی و شاهنامه در نگاه این اندیشمند هندی بود. تاگور فردوسی را از بزرگترین شاعران جهان میدانست و اعتقاد داشت که شاهنامه نقشی اساسی در حفظ هویت تاریخی و فرهنگی ملت ایران ایفا کرده است.
نتایج سفرهای تاگور تنها به دیدارهای رسمی محدود نماند، بلکه زمینه توسعه همکاریهای علمی و فرهنگی میان ایران و هند را نیز فراهم ساخت. به پیشنهاد وی، دولت ایران استاد برجسته ایرانی، ابراهیم پورداوود، را برای تدریس زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه شانتینیکتان اعزام کرد. پورداوود در مدت حضور خود در هند، علاوه بر آموزش زبان و فرهنگ ایران، بخشی از آثار تاگور را نیز به فارسی ترجمه کرد و سهم مهمی در معرفی اندیشههای او به جامعه ایرانی داشت. همچنین تاگور در شانتینیکتان مراسم نوروز را با حضور پورداوود برگزار کرد و در نامهای از تمدن، فرهنگ، مهماننوازی و پیشینه تاریخی ایران با ستایش فراوان یاد کرد.
تأثیر متقابل این روابط در دهههای بعد نیز ادامه یافت. در مراسم صدمین سال تولد تاگور، دولت ایران مشارکت فعالی داشت و پیشنهادهایی همچون نامگذاری یک دبیرستان و خیابانی به نام تاگور مطرح شد. هرچند برخی از این برنامهها به دلیل تحولات سیاسی ایران با تأخیر اجرا گردید، اما نشاندهنده جایگاه ویژه این شاعر هندی در میان نخبگان فرهنگی ایران بود. پس از انقلاب اسلامی ایران نیز روابط فرهنگی دو کشور ادامه یافت و ترجمه آثار تاگور و برگزاری برنامههای مشترک فرهنگی همچنان مورد توجه قرار گرفت.
در مجموع، بررسی زندگی و اندیشههای رابیندرانات تاگور نشان میدهد که وی ایران را صرفاً یک سرزمین تاریخی نمیدانست، بلکه آن را بخشی از میراث مشترک تمدن آسیایی تلقی میکرد. نگاه او به ایران بر پایه احترام متقابل، گفتوگوی فرهنگی و همگرایی تمدنی استوار بود و سفرهایش نقش مهمی در تعمیق مناسبات فرهنگی ایران و هند ایفا کرد. از این رو، تاگور را میتوان یکی از مؤثرترین چهرههای فرهنگی قرن بیستم در توسعه روابط فرهنگی میان دو کشور دانست؛ شخصیتی که اندیشههای او همچنان میتواند الهامبخش گسترش همکاریهای فرهنگی و تمدنی میان ایران و هند در عصر حاضر باشد.
- صدمین سالگرد تولد تاگور و تداوم میراث فرهنگی او در روابط ایران و هند
به مناسبت یکصدمین سالروز تولد رابیندرانات تاگور در سال ۱۹۶۱، که مصادف با بیستمین سالگرد درگذشت این شاعر و اندیشمند برجسته هندی بود، وزارت فرهنگ هند کمیتهای ویژه در کلکته برای برنامهریزی و هماهنگی مراسم بزرگداشت وی تشکیل داد. در همین راستا، مشفق کاظمی، سفیر ایران در هند، از مقامات فرهنگی ایران درخواست کرد تا تمامی آثار، مقالات و پژوهشهای مرتبط با تاگور را برای بهرهبرداری علمی و فرهنگی در اختیار این کمیته قرار دهند. همچنین، رضازاده شفق به دلیل آشنایی گسترده با فرهنگ و تمدن هند، به عنوان نماینده رسمی ایران در این آیینهای بزرگداشت انتخاب شد.
برنامههای صدمین سالگرد تولد تاگور از نخستین روزهای سال ۱۹۶۰ آغاز شد. نخستین مراسم رسمی در اول ژانویه همان سال در شهر بمبئی برگزار گردید و جواهر لعل نهرو، نخستوزیر هند، آن را افتتاح کرد. این بزرگداشت در ادامه با برگزاری مراسمی گستردهتر در نوامبر ۱۹۶۱ در دهلی نو، ابعاد ملی و بینالمللی یافت و با حضور شخصیتهای علمی، فرهنگی و سیاسی کشورهای مختلف همراه شد.
در ایران نیز همزمان با این مناسبت، پیشنهادهایی برای پاسداشت جایگاه تاگور مطرح شد که از جمله مهمترین آنها، تغییر نام «دبیرستان دولتی شیرین» به «دبیرستان تاگور» و نیز نامگذاری یکی از خیابانهای شهر شیراز به نام این شاعر هندی بود. با این حال، اجرای این پیشنهادها با تحولات سیاسی داخلی ایران همزمان شد. بحران ناشی از انتخابات دوره بیستم مجلس شورای ملی در سال ۱۹۶۰ و پیامدهای سیاسی آن، موجب تعویق اجرای برخی از برنامههای فرهنگی گردید. سرانجام، در ژانویه ۱۹۶۲، نام دبیرستان شیرین رسماً به «دبیرستان تاگور» تغییر یافت؛ اقدامی که نمادی از احترام جامعه فرهنگی ایران به شخصیت و میراث فکری این اندیشمند برجسته محسوب میشد.
با وجود تحولات سیاسی در هر دو کشور، روابط فرهنگی ایران و هند همچنان استحکام خود را حفظ کرد. ایران پس از استقلال هند در سال ۱۹۴۷، ضمن توسعه مناسبات دوستانه با دهلی نو، کوشید سیاستی متوازن در قبال هند و پاکستان، دو کشور تازهاستقلالیافته شبهقاره، دنبال کند. این رویکرد سبب شد همکاریهای فرهنگی، ادبی و دانشگاهی میان ایران و هند در دهههای بعد نیز استمرار یابد.
پس از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ نیز این تعاملات فرهنگی متوقف نشد و دو کشور همچنان بر توسعه همکاریهای فرهنگی تأکید کردند. در همین چارچوب، در سال ۲۰۱۱ و همزمان با سفر میرا کومار، رئیس وقت مجلس هند، به جمهوری اسلامی ایران، با حضور وی و شهید دکتر علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی وقت جمهوری اسلامی ایران، از ترجمه فارسی یکی از اشعار تاگور با عنوان «پاروشیه جانمدینه» (تولدی در سرزمین پارس) رونمایی شد. این رویداد، افزون بر ارج نهادن به جایگاه ادبی تاگور، نمادی از تداوم پیوندهای فرهنگی و تمدنی میان ایران و هند و استمرار میراث مشترک دو ملت در عرصه گفتوگوی فرهنگی و ادبی به شمار میرود.
منابع:
نظر شما